تبليغاتX
اميد محال


اميد محال





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

بنويس
 

بنويس بر ياس کبود ، بنويس بر باور رود

بنويس از من بنويس ، بنويس عاشق يکی بود

بنويس ، بنويس ، بنويس

آه قصه بگو ، از این عاشق دور

تو از اين تنهای صبور ، بی تو شکست

چو جام بلور

بنويس بر ياس سپيد ، بنويس از عشق و اميد

بنويس ديوانه تو ، به خود از عشق تو رسيد

بنويس ، بنويس ، بنويس

تو موج غرور ، اين دل سنگ صبور

بنويس از آنکه چو اشک

از ديده چکيد ، به گونه دويد

بنويس دنيای منی ، همه رويای منی

منم اون بيتابی موج ، تو هنوز دريای منی

بنويس ، بنويس ، بنويس

غريبونه شکستم ، من اينجا تک و تنها

دل خسته ترينم ، در اين گوشه دنيا

ای بی خبر از عشق ، نداری خبر از من 

روزی تو ميايی ، نمانده اثر از من

بنويس دنيای منی ، همه رويای منی

منم اون بيتابی موج ، تو هنوز دريای منی

بنويس ، بنويس ، بنويس

بنويس


نويسنده: evil & shahab مورخ: یکشنبه 14 مهر1387 در ساعت: 0:3 قبل از ظهر
|+|

¤¤¤ این اشک ها مقدس است¤¤¤

این عشق مادرانه نه احساسات است نه دیوانگی است نه جنون است ونه گناه !!!

یک انسان خوشبخت انسانی است که در نگاه چشمان مادرش که پر از اشک است معنی واقعی عشق را بفهمد .

ببینید این اشکها یی که از چشمهان مادرش ریخته می شود برای چه چیزی ریخته میشود؟

ایا از روی احساسات است؟ایا از روی نیرنگی ودروغ است؟

                      ¤¤¤ این اشک ها مقدس است¤¤¤

  ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤   ¤¤¤    

اشکی مانند قطره بارانی از گونه های اشنایی سرازیر میشود....

قطره بارانی که اولین قطره بود که از اسمان زندگی به زمین افتاد.

قطره ای از اشکهای گونه ای پر از مهر که زمین را سر سبز وزیبا کرد.

من دیدم در ان اشک چه میگذرد..من دیدم در ان قطره اشک چه شدی زیباست...

قطره ای از اشکها ی پز از مهر ومحبت یک مادر.....

درست است ان قطره همان اشک است وان گونه همان گونه مادر است ...اشک مادر

اگر میخواهی معنی واقعی عشق را بفهمی عشق مادر به فرزندش همان عشق گمشدهاست .که تمام دنیا به دنبال همین معنا بودن....

عشق واقعی بدون شک عشق مادر به فرزندش است...!

نه هوس در ان است نه دروغ و نه نیرنگی در ان است نه زود گذر است نه غضه و نه گریه به خاطر جدای نه پایانش جدایی است !!!مادر


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 9 مهر1387 در ساعت: 1:17 قبل از ظهر
|+|

آي مردم ...
آي مردم ...به خدا
روزگاري دل من شيدا بود
نه غمي داشت نه سوداي غمي
دلبري داشت و ز عشق
در بازار وفا. خوشترين عاشق بي پروا بود
مذهبش الفت بود. کعبه اش يک دل خرد
و به آيين صداقت پابند . و پرستيد خدايي که از آن
سوي بي مرز زمان پيدا بود روزگارش خوش بود و زعشق زمان
سبزتر بود و فرا از تپش دريا بود . او نمي رفت خطا . عاشقي بود که با جور و جفا کار نداشت
بي ريا بود و دلي . در بي آزار نداشت .
او در آن رونق عشق . دوست ميداشت صبا وزش شب بوها
بارش شبنم شوق . تپش زنجره ها رقص آن شاپرک قاصد عشق
دوست ميداشت شب و ماه و زمين
خلوتي کوته و بر خاطره و پاک ترين
با دو چشمي که فراسوي محبت مي زد از عمق سياهي بر دل عشق کمين
بخت ياري گر او بود و زمان . رام در گردش او و طلوع خورشيد بود در جوشش او
به سر حد پرستش خوش بود :
کلبه اي ساخته بود که به اندازه پرهاي صداقت آبي
و به اندازه ايوان محبت جا داشت
دلبري داشت و دلي داشت و دو چشم بي تاب
کلبه اي بود و شبي بود و صفاي مهتاب
با همه قصه عشق او که خوشبخترين عاشق بي پروا بود
جز دلي همدم عشق بي کس تنها بود
ناگهان تلخ شبي باد غم برپا شد کلبه اش ويران گشت
همه شادي نشاط دل او به دمي نالان گشت باد غربت نگريست
آسمان دل او تيره وتار با دلي تنگ گريست
پيک تقدير پي اش آمد و گفت : بايد از شهر وفا کوچ کني
گر وفادار به عشقي و دلت در کف اوست همه راپوچ کني
دل او ديوانه با همه خلق جهان بيگانه داغ محنت به تنش رفت از شهر وفا
تا شود قصه او افسانه رفت تا تلخترين غربت غمها بزند مستانه
گر چه مي ديد که با قاصد مرگش شده هم پيمانه
او کنون مرده عشق ساکن اين وطن است از دل خاک خطابش به شماست :
واي ! اي خلق جهان اي شمايان که کنون بر مزار من دل عاشق بي فرجاميد
کو پيامي ز بر دلبر دل داده مست ؟ که صفايي دهد اين کلبه ويرانه پست
برسانيد به صبا : من نگويم که به بالين من خاک نشين
قدمي رنجه نما کاش ميشد که تو اي غايت عشق
ز همه رنج دلم لحظه اي غم زده فرياد کني و در آن لذت و شادي و نشاط
به دمي قصه آن خاطره را ياد کني !


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 2 مهر1387 در ساعت: 6:31 بعد از ظهر
|+|

اهنگ
امیدوارم از آهنگهایی که واستون گذاشتم خوشتون بیاد

 

 اینم یه آهنگ یه خرده غمگین

 mandan

دلم گرفته آسمون

 shahrooz

 آهنگ زیبای ساقی

saghi

آهنگ بیس از سامیار

beys

آهنگ نمی خواستم از الم شاهی

nemikhastam

آهنگ پارتی باز از داداش حامد خودمون

partybaz

آهنگ زود رفتی گلم از علی عبدوالملکی

zood rafti golam

 آهنگ مسافرم از علی عبدوالملکی

mosaferam

آهنگ تک پر از علی عبدوالملکی

takpar

آهنگ سنگ تراش از زنده یاد نعمت الله آقاسی

سنگ تراش

آهنگ چشم من از داریوش

cheshme man

 

     سلام عزيزان اگه آهنگي كه مي خواهيد موجود نيست ميتونيد اسم آهنگو تو نظرها واسم بزاريد


نويسنده: evil & shahab مورخ: شنبه 23 شهریور1387 در ساعت: 3:48 بعد از ظهر
|+|

عکسهای زیبا

 

                     برای دیدن عکسهای بیشتر به ادامه مطلب مراجعه کنید


نويسنده: evil & shahab مورخ: جمعه 22 شهریور1387 در ساعت: 7:56 بعد از ظهر
|+|

عکسهای زیبا

 

                         براي ديدن عكسهاي بيشتر به ادامه مطلب مراجعه كنيد 


نويسنده: evil & shahab مورخ: جمعه 22 شهریور1387 در ساعت: 1:47 قبل از ظهر
|+|

عكسهاي زيبا

 

براي ديدن عكسهاي بيشتر به ادامه مطلب مراجعه كنيد


نويسنده: evil & shahab مورخ: پنجشنبه 21 شهریور1387 در ساعت: 8:2 بعد از ظهر
|+|

عكسهاي زيبا

براي ديدن عكسهاي بيشتر به ادامه مطلب مراجعه كنيد


نويسنده: evil & shahab مورخ: پنجشنبه 21 شهریور1387 در ساعت: 7:44 بعد از ظهر
|+|

عكسهاي زيبا

                

براي ديدن عكسهاي ديگر به ادامه مطلب مراجعه كنيد


نويسنده: evil & shahab مورخ: پنجشنبه 21 شهریور1387 در ساعت: 7:11 بعد از ظهر
|+|

عكسهاي زيبا

 

 

        براي ديدن عكسهاي بيشتر به ادامه مطلب مراجعه نماييد


نويسنده: evil & shahab مورخ: پنجشنبه 21 شهریور1387 در ساعت: 2:7 قبل از ظهر
|+|


نويسنده: evil & shahab مورخ: چهارشنبه 20 شهریور1387 در ساعت: 2:4 بعد از ظهر
|+|

بر سنگ قبر من بنويسيد

بر سنگ قبر من بنويسيد

خسته بود اهـل زمين نبود نـمازش شـكســته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد

شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا، شكسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد 

پاك بود چشمان او كه دائما از اشك، شســته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد

اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دسـته بود

بر سنگ قبر من بنويسـيد

كل عمر پشت دري كه باز نمي شد، نشسته بود


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 19 شهریور1387 در ساعت: 5:11 بعد از ظهر
|+|

عشق مادر
 


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 19 شهریور1387 در ساعت: 5:10 بعد از ظهر
|+|

اي گل تازه
 

اي گل تازه اي گل تازه كه بويي ز وفا نيست تو را

خبر از سرزنش خار جفا نيست تو را

ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را

ما اسير غم خودرحم چرا نيست تو را

جان من سنگ دلي دل به تو بستن غلط

رفتن اولاست ز كوي تو ستادن غلط است

تو نه آني كه غم عاشق زارت باشم

ديگري جز تو مرا اين همه آزار مكرد

آن چه كردي تو به من هيچ ستمكار نكرد

بشنو پند و مكن قصد دل آزرده خويش

ورنه بسيار پشيمان شوي از كردار خويش 


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 19 شهریور1387 در ساعت: 5:2 بعد از ظهر
|+|

نابيناوماه
 

نابینا به ماه گفت : دوستت دارم .

ماه گفت : چه طوری ؟ تو که نمی بینی

نابینا گفت : چون نمی بینمت دوستت دارم

ماه گفت : چرا ؟

نابینا گفت : اگر می دیدمت عاشق زیباییت می شدم ولی حالا که نمی بینمت عاشق خودت هستم


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 19 شهریور1387 در ساعت: 11:8 قبل از ظهر
|+|

مرگ

رهاکن که در چنگ طوفان بميرم

به اين حال و روز پريشان بميرم

نه ميخواستی با تو آزاد باشم

نه دل داشتی کنج زندان بميرم

گلِ چيده ام...قسمتم بود بی تو

که در بستر خشک گلدان بميرم

اگر ايستادم نه از ترس مرگ است

دلم خواست مثل درختان بميرم

نه ... بگذار دست تو باشد تمامش

بسوزان بسوزم،بميران بميرم

شب سوز پاييز،سرمای آذر

ولم کرده ای زير باران بميرم

تووقتی نباشی چه بهتر که يکروز

بيفتم کنار خيابان ...   


نويسنده: evil & shahab مورخ: سه شنبه 19 شهریور1387 در ساعت: 10:36 قبل از ظهر
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+

???????? ???? ???? ??????? ?????

خدمات وبلاگ نویسان جوان

?????? ????? ???? ? ???? ??????